تبليغاتX
___اندیشه سبز__همه چی
 

درباره ی زلزله بیشتر بدانید

تعریف زلزله

برای شناخت هر پدیده ای درجهان واقع لازم است ابتداازآن تعریف مناسب ونسبتاً جامعی داشته باشیم ، چرا که بدون دانستن تعریفی مناسب ازآن نمی توان به کنه پدیده پی برد وآن رابه خوبی درک نمود.

img/daneshnameh_up/6/68/0008n101.jpg

مردم عامی درکلامی ساده زلزله راحرکت ناگهانی زمین ناشی ازخشم نیروهای ماوراء الطبیعه وخدایان می دانند که بر بندگان عاصی وعصیــــــانگر خودکه نافرمانی خداخود را نموده ومرتکب گناهان زیادی شده اند می داننــد .

اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل وخرافات قرارگرفته ،ولی هنوز در جوامع ومردم کم دانش وجاهل مورد قبول است.

درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » یعنی زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رایج است ، آورده ومی نویسید :

« زمین لرزه ، لرزش وجنبش شدید ویا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی واحداث چین خوردگی وفشار یادر اثر انفجارهــای آتشفشانی بوقوع می رسد .»

در فرهنگ جغرافیا تالیف پریدخت فشارکی وهمچنین در فـــــرهــــنـگ جغرافیائی تالیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارائه شده است:

«جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود ، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی ازتکان ها فقط محسوس است وممکن است زلزله بوسیلــــه یک انفجار آتشفشانی بوجود آید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است واغلب قبل ویا همزمان با انفجار اتفاق می افتد . اصل زلزلـــه تکتونیکی است واحتمالاً وجود یک شکست لازمه آن است . موجهای زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق می افتد ودر یک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلی بطور جداگانه حس می شوند . وقتی امواج زلزله ازمکانی می گـــــــذرد زمین وساختمانها می لرزند وبه جلووعقب می روند .بالاترین زیان ناشی اززلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جائی که حرکت بالاوپائین است نیست امـــــــــا در مکانــــهائی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد ونزدیک مرکــز زلزلــــه باشند دارای بالاترین زیان می باشند .یک زلزله شدید معمولاً بوســـیله یکسری دیــــگر ازتکانها همراه می شود .زلزله ای که که در نزدیک یازیردریا اتفاق مـــــی افتد سبب حرکات شدیدآبها شده وبعضی وقتها امواج بــــــزرگی ازآن ناشی مـــی شود ودر مسافت زیاد این امواج ادامه پیــــدا می کنند وگاهگاهی باعث تلفات جــبران ناپذیر ومرگ ومیرمی شوند .طغیان نواحی ساحلی بیشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت می شوند ، در نواحی آتشفشانی زلزله عملاً هر روز اتفاق می افتـــد. به عنوان مثال در هاوائی هرساله صدهاتکانهای کوچک ثبت می شوند .»

تصویر

درفرهنگ گیتا شناسی تالیف عباس جعفری آمده است:

«جنبش سریع ومحسوسی که درنتیجه جابجائی ویا جایگیری تخته سنگهای زیر پوسته زمین پدید می آید،در نتیجه این جنبش یـــــــک سری لرزش های موجی شکل پدید می آیدوگاه تغییرات ارتفاعی پوسته زمین راباعث می گرددواغلب ضایعات وزیان های جانی وفراوانی ازخود برجا میگذارد.زمین لرزه بیشتر مخصوص نواحی آتشفشانی بوده وگاه باخروش وفوران کوههای آتشفشانی همراه می گرددودرحالات شدیدشکستهاوبریدگیهای مهم ومشخص درروی پوسته زمین از خــودبجـــــای

میگذارد.غالب زمین لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است .در مرکز وقوع زمین لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانهاوتأسیسات واقع دراین منطقه را با نوسان های شدید به عقب و جـــــلوومی برد و حد اکثر خسارت و زیان در محلی که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمین می رسندوارد می سازد.....»

محمود صداقت درکتاب“ زمین شناسی برای جغرافیا ” تعریفی بدینگونه ارائة می دهد:

«زمین لرزه عبارت است ازحرکات ولرزش های ناگهانی و گذرا در زمین که از ناحیه محدودی منشأ می گیرد و ازآنجا درتمام جهات منتشر می شوند.»

در کتاب فیزیکال جئوگرافی1 آمده است:

«زلزله یکسری ازتکانها ولرزشهای ناگهانی که از آزاد شدن فشار در طول گسل های فعال ودر مناطق آتشفشانی فعال ناشی می شود.تکانها ولرزشهای سطح زمین که در ارتباط با حرکات پوسته زمین در زیر زمین می باشد.»

در فرهنگ آکسفورد آمده است:

«حرکات ناگهانی وشدید سطح زمین.»

از تعاریف ذکر شده در فوق ومنابع دیگر می توان برداشت زیر را نمود:

«زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات نا گهانی سطخ زمین ناشی از شکسته شدن سنگهای پوسته زمین و رها شدن انرژی ذخیره شده در آنها است که در صورت شدت زیاد در مراکز انسانی موجب خسارتهاوزیانهای فراوان می شود.»

زلزله از یکطرف موجب شکسته شدن و جابجائی بین توده های سنگی پوسته زمین می شود و ازطرف دیگر همین جابجائی و شکسته شدن منجر به ایجاد امواج و انتشار در درون زمین می شود ، مانند انداختن قطعه سنگی در حوض یا دریاچه که منجر به ایجاد امواجی می شود.

زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده ای می ماند که از یکطرف موجب گسیخته شدن چوب و از طرف دیگر موجب انتشار امواج در اطراف خود می شود.


 

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم آذر 1388 ساعت 14:27 موضوع عمومی | لینک ثابت


استقلال

تمرین عصر امروز استقلال

بازگشت سید صالحی؛ اتمام حجت مرفاوی

تیم استقلال عصر امروز در هوای ابری ورزشگاه دستگردی اکباتان تمرین کرد.

عبدالصمد مرفاوي در ابتدای این تمرین حدود  15 دقيقه در جمع بازیکنان صحبت کرد و تاکید کرد سهل انگاری ها را نمی پذیرد. وی گفت: شما بازیکنان بزرگی هستید و در تیم بزرگی بازی می کنید؛باید جایگاه خود را بدانید. هنوز فرصت زیادی باقی است و می توان همه چیز را جبران کرد.

در تمرین امروز بازیکنانی که در دیدار با پیکان به میدان رفته بودند، 20 دقیقه دویدند و سپس راهی استخر و سونا شدند.

امروز  سيدمهدي سيدصالحي نیز که در کیش دچار شکستگی بینی شده بود، با ماسك محافظ در  تمرینات حاضر شد.

 كيانوش رحمتي، اميدرضا روانخواه و بيژن كوشكي غایبان تمرین امروز بودند.

 غلامحسين مظلومي مدير تيم استقلال از نزدیک بر عملکرد بازیکنان و مربیان استقلال نظارت داشت.

منبع:استقلال


 

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 23:6 موضوع فوتبالي | لینک ثابت


بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی به مناسبت سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان

ترساندن مردم آخرین تیر ترکش اقتدارگرایان است


مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت]ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.

و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.

اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین
ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم
و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگر کارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 23:26 موضوع سیاسی | لینک ثابت


درباره ی تسونامی

آشنایی

img/daneshnameh_up/8/87/ondas-02.jpg

در یکی از روزهای ماه مارس سال 1964 قربانیان زمین لرزه در آلاسکا هنگامی که لرزش زمین با حوادث ناگوار دیگری توأم شد مرگ سختی را به چشم خود دیدند و قبل از اینکه بتوانند آمادگی مقابله و حمایت از خود را پیدا کنند امواج سهمگین پس از برخورد با صخره‌ها و در هم شکستن آنها ویرانی و خرابی بسیار برجای گذاشت و میزان تلفات زمین لرزه را تا سه برابر افزایش داد. در نظر قربانیان در این حادثه گویی زمین و دریا دچار جنون شده بودند.

تاریخچه و سیر تحولی

  • بر اساس سوابق موجود و قابل بررسی امواج تسونامی دویست و هفتاد و یک بار باعث ویرانی و وحشت شده‌اند که از این میان بیست و نه بار در دریای آتلانتیک ، بیست و سه بار در دریای مدیترانه و دویست و نوزده بار در ناحیه اقیانوس آرام اتفاق افتاده است. بر اساس گزارش‌های بدست آمده اولین تسونامی در پوتی دآی یونان در سال 479 قبل از میلاد اتفاق افتاد.

  • در سال 1293 شبیه چنین حادثه‌ای مرگ 3000 نفر ژاپنی را باعث گردید. در سال 1737 امواجی به ارتفاع 210 پا باعث فرو رفتن دماغه لوپاتکا واقع در ساحل کامچاتکا به زیر آب شد. به تعداد قربانیان زمین لرزه وحشتناک و دلخراش سال 1755 لیسبون باید هزاران نفر دیگر را که بر اثر تسونامی به هلاکت رسیدند، اضافه نمود.

img/daneshnameh_up/6/68/Tsunamisrilanka02.jpg

  • در سال 1783 سی هزار نفر در ایتالیا قربانی امواج تسونامی شدند. انفجار کوه آتشفشان کراکاتوا در سال 1883 جریان شدید آبی شد که از طریق تنگه ساندرا به سواحل جاوه و سوماترا رسید و 36500 کشته برجای گذاشت و در اثر همین جریان آب ، کشتی جنگی برو به فاصله دو مایل در خشکی قرار گرفت.

  • در سال 1867 کشتی ماناگوئلا به داخل شهر فدریکستلر در جزیره سنت گروا واقع در دریای کارائیب انتقال داده شد و موجی عظیم کشتی را بر روی یک انبار داخل بندر قرار داد. در سال 1960 همین امواج مرگ آور در کورال شیلی چنین عملی را در مورد یک کشتی 11 تنی تکرار نمودند. در سال 1869 تسونامی در جزایر هاوایی شهر پونولو را به کلی شست و از بین برد و تنها اثری که از این شهر به جای ماند فقط دو درخت بود.

امواج مرگ آور

نظیر آتشفشان و زلزله ، تسونامی نیز خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد بلکه عواملی باعث بروز آن می‌شوند. زمین لرزه‌ها امواجی هستند که از صخره‌ها و خاک عبور می‌نمایند، اما تسونامی‌ها امواجی هستند که در داخل آب حرکت می‌کنند و همواره نیرویی برای به حرکت درآوردن آنها مورد نیاز است. اکثر مواقع زمین لرزه این نیروی محرک و مورد نیاز را با بالا و پایین بردن و یا با لایه لایه کردن کف دریا به وجود می‌آورد، یا بین دو قسمت آن فاصله می‌افتد، امواج سهمگینی ایجاد می‌شوند که مسافتهای بسیار طولانی را طی می‌کنند تا انرژی حاصله از زمین لرزه را تماماً مصرف نمایند.
img/daneshnameh_up/1/10/tsunami04.jpg

انفجار بمب

در طول مدت هشت سال دوازده بار امواج ناشی از انفجار بمب هسته‌ای و ده تسونامی در اقیانوس آرام به ثبت رسیده است. تشابهات امواج ایجاد شده نشان می‌دهد که تسونامی نظیر امواج ناشی از انفجار بوسیله یک قوه محرک که بالا و پایین شدن کف دریاست ایجاد می‌شود. به نظر می‌رسد که تسونامی در مواقعی که قدرت زلزله حدود 6.5 و در فاصله سی مایلی از سطح آب باشد بوجود می‌آید، زیرا فقط چنین زلزله‌ای می‌تواند سبب جابجایی سطح کره زمین شود.

واقعا چه اتفاقی می‌افتد؟

دانشمندان نسبت به فعل و انفعالاتی که باعث تسونامی می‌شوند، نظری ندارند زیرا تسونامی در فاصله دوری از سطح دریا که بسیار مشکل و حتی غیرممکن است که بتوان فهمید چه چیزی در آنجا اتفاق می‌افتد، ایجاد می‌شود. به هر حال در مورد آنچه که این امواج پس از بوجود آمدن انجام می‌دهند، حقایق و مطالب بسیاری می‌دانیم.


یکی اینکه سرعت حرکت آنها در دریای باز باور نکردنی است. در چنین محلی یک تسونامی می‌تواند با سرعت 600 مایل در مساحت حرکت کند و نحوه عمل آن درست مثل حالتی است که از انداختن سنگ در داخل آب ایجاد می‌شود یعنی به ترتیب دوایری بوجود می‌آید که از مرکز یعنی نقطه فرود آمدن سنگ در آب دور می‌شوند تا به یک خط ساحلی برسند و یا در یک محوطه باز از بین بروند.

ویژگی امواج تسونامی

در یک دریای باز تسونامی ممکن است فاصله پنجاه مایل از یک موج به موج دیگر را با ارتفاع تنها 2 پا طی کند و به همین دلیل بیشتر کشتی‌هایی که از آن ناحیه عبور می‌کنند متوجه وجود آن نمی‌شوند. صیادان ژاپنی که صبح از خانه خارج شده و عصر به شهرهای خود بازگشته‌اند در کمال تعجب مواجه با خرابی‌های تسونامی شده‌اند زیرا هنگامی که امواج کوتاه به قسمت‌های کم عمق می‌رسند پنجاه پا به طول آنها اضافه می‌شود و حتی در اثر برخورد به ساحل ممکن است به صد پا یا بیشتر نیز برسند.

با توجه به نیروهایی که عامل بروز تسونامی می‌شوند طول مدت این امواج بین پنج الی شصت دقیقه و حتی بیشتر متغیر است. در طول یک یا دو ساعت 3 الی 5 نوسان و یا موج بزرگ ایجاد می‌شود و سپس حتی چندین روز قبل از آرام شدن مجدد دریا این امواج کم‌کم از بین می‌روند.
img/daneshnameh_up/c/c8/Tsunami01.jpg

ناشناخته‌های تسونامی

تسونامی نسبت به زمین لرزه دارای خطر کمتری است. زیرا قبل از وقوع ، نشانه‌هایی را بروز می‌دهد. اما در میزان قربانیان برجای مانده این دو کاملا به هم شبیه هستند. اگرچه در این زمینه دانشمندان به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند ولی هنوز مسایل بسیاری در مورد این امواج مرگ‌آور که بلافاصله بعد از وقوع زمین لرزه در عرصه دریاها ظاهر می‌شوند، حل نشده ، باقیمانده‌اند.

 

منبع: رشد


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 23:18 موضوع عمومی | لینک ثابت


تاريخچه جام جهاني فوتبال ؛ 1930 تا 2006

مرحله پاياني مسابقات فوتبال جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با شركت 32 تيم از خردادسال آينده در شهرهاي مختلف اين كشور آغاز مي‌شود .
  32 تيم شركت‌كننده در اين بازيها ديدارهاي مرحله گروهي خود را در هشت گروه برگزار خواهند كرد .
تيم هاي ملي فوتبال برزيل و ايتاليا هر کدام به تر تيب با کسب پنج و چهار عنوان قهرماني ، بهترين و پر افتخارترين تيم هاي شركت كننده در بازيهاي جام جهاني هستند و اين تيم ها در نوزدهمين دوره هم از اميدهاي قهرماني درجام جهاني2010 آفريقاي جنوبي به شمار مي‌روند.
 اشاره اي به تاريخچه جام جهاني فوتبال:
نخستين دوره بازيهاي جام جهاني فوتبال در سال 1930 به ميزباني اروگوئه برگزار شد. تصميم به برگزاري اين نوع بازي فوتبال در سطح جهاني، دو سال قبل از اجراي نخستين دوره آن، يعني در سال 1928 در گردهمايي سالانه فيفا در آمستردام هلند گرفته شد.
اين تصميم ايده اي از سومين رييس فيفا يعني ژول ريمه فرانسوي بود ، ژول ريمه سالها قبل از اين نشست، بفکر افتاده بود تا تورنمنتي حرفه اي در سطح جهاني راه اندازي کند تا تيمهاي فوتبال کشورهاي عضو سازمان فيفا قادر به شرکت در آن باشند. چون تا آن زمان مهمترين رويداد فوتبال جهان بازيهاي فوتبال المپيک بودند و اين ديدارها در سطح حرفه اي برگزار نمي شدند.
اما پس از کنفرانس آمستردام، فدراسيون بين المللي فوتبال ( فيفا) سال بعد يعني 1929 در بارسلونا تشکيل جلسه داد و تصميم بر آن گرفت که نخستين دوره بازيهاي جام جهاني را يکسال بعد در اروگوئه که قهرمان فوتبال المپيک 1924 بود، برگزار کند. 1930، صدمين سالگرد استقلال اروگوئه بود و اين موجب شد تا به همين مناسبت نخستين دوره اين رويداد مهم ورزشي در اين سال در اروگوئه برگزار شود.
جامي که به برنده اين رقابتها اهدا مي شد را يک مجسمه ساز فرانسوي بنام آلبل لافلور ساخت اين جام بنام جام ژول ريمه (Jules Rimet Trophy) شهرت داشت.
اين نام بخاطر رييس فيفاي آن زمان يعني ژول ريمه، که در اصل بنيانگذار جام جهاني بود، بروي جايزه اين رقابت ها گذاشته شده بود.
جام ژول ريمه کاملا از طلا بود، 30 سانتي متر ارتفاع و 1.82 کيلوگرم وزن داشت. نماد اين جام يک فرشته بود که بالاي سر خود جامي را نگه داشته بود. اين فرشته همان الهه پيروزي در افسانه هاي يونان باستان بود.
جام ژول ريمه را برزيل در سال 1970 پس از سه دوره قهرماني اين جام را براي هميشه به خانه خود برد. پس از اينکه تيم ملي فوتبال برزيل براي هميشه جام ژول ريمه را تصاحب کرد، جام بعدي در سال 1971 از ميان 53 طرح بدست يک مجسمه ساز ايتاليايي ساخته و در سال 1974 به طور رسمي در جام جهاني 1974 آلمان معرفي شد.
 بر اساس اين گزارش ميزبانان و تيم هاي اول و دوم بازيهاي جام جهاني در هجده دوره اين مسابقات هم به شرح زير است:


*1930اروگوئه:
1- اروگوئه
2- آرژانتين

* 1934 ايتاليا :
1- ايتاليا
2- چكسلواكي

*1938 فرانسه:
1-ايتاليا
2- مجارستان
سال هاي 1942 و 1946 به علت جنگ جهاني دوم اين بازيها بر گزار نشد .

*1950 برزيل:
1- اروگوئه
2- برزيل،

*1954سوئيس:
1-آلمان فدرال
2-مجارستان

*1958 سوئد:
1-برزيل
2- سوئد

*1962 شيلي:
1- برزيل
2- چكسوالكي

*1966 انگليس:
1- آلمان غربي
2- انگليس

*1970 مکزيک :
1- برزيل
2- ايتاليا

*1974 آلمان :
1- آلمان
2- هلند

*1978 آرژانتين :
1- آرژانتين
2- هلند

*1982 اسپانيا :
1- ايتاليا
2- آلمان

*1986 مکزيک :
1- آرژانتين
2- آلمان

* 1990 ايتاليا :
1- آلمان
2- آرژانتين

*1994 آمريکا :
1- برزيل
2- ايتاليا

*1998 فرانسه :
1- فرانسه
2- برزيل

*2002 کره جنوبي - ژاپن
1- برزيل
2- آلمان

*2006 آلمان :
1- ايتاليا
2- فرانسه

*2010 آفريقاي جنوبي ؟؟

منبع : فوتبال ۳


 

نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 22:39 موضوع فوتبالي | لینک ثابت


  تولدم مبارک


 

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:52 موضوع عکس | لینک ثابت


راه سبز ما یک مسیر عقلانی است

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است

و این یک بشارت است،

زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها

بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد.

"میرحسین موسوی"


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 14:28 موضوع | لینک ثابت


سیدمحمدخاتمی:در دوره فتنه باید به قرآن تمسک جست

سیدمحمدخاتمی:در دوره فتنه باید به قرآن تمسک جست
۱۰ آبان ۱۳۸۸
خانه هنرمندان شنبه شب به مناسبت ولادت امام رضا(ع) میزبان گروهی از هنرمندان و علمای دینی از جمله سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری پیشین کشورمان بود تا جوایز پنجمین دوره اخلاق و نیایش به برگزیدگان اهدا شود.

 

باران:

این مراسم با سخنرانی احمد مسجد جامعی آغاز شد و دو اپیزود از نمایش مسافران به کارگردانی محمد رحمانیان نیز با بازی مونا احمدی و افشین هاشمی اجرا شد تا پس از اهدای جوایز نوبت به سخنرانی سید محمد خاتمی برسد.

وی در بخشی از سخنانش گفت : کسانی که خود را محور عالم می‌دانند و دارای خصلتی هستند که می‌پندارند در صورتی می‌توانند باشند که دیگری نباشد و این دیگری یا باید تسلیم توهم آنها شود یا از میان برخیزد، اهل گفت‌وگو نیستند و اگر زور پیدا کنند زور را به جای منطق می‌نشانند. این افراد نه تنها در مسیر گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مشکل ایجاد می‌کنند بلکه در داخل یک فرهنگ نیز با رفتارهای خود سبب می‌شوند عرصه زندگی بر انسان‌ها تنگ و تنگ‌تر شود.

خاتمی در شروع سخنرانی اش پس از تبریک ولادت امام رضا (ع) به تاخیر در برگزاری مراسم که همه ساله در سال روز تولد امام حسن (ع) برگزار می شد ، اشاره کرد و سپس به قدردانی از احمد مسجد جامعی پرداخت و گفت : برکات وجودی ایشان در زمان تصدی مسوولیت رسمی هم بسیار زیاد بود، اما گاهی نادیده انگاشته و حتی گاهی خلاف آن برداشت می‌شد، اما کسی که برای خدا کار می‌کند منتظر نمی‌ماند ببیند  در عرصه رسمی چگونه با او برخورد می‌کنند؛ کاری که برای خدا انجام می‌شود پاداشش را نیز از جانب خدا می‌گیرد.

سید محمد خاتمی با اشاره به این که در دوره فتنه باید به قرآن تمسک جست ، گفت : البته همیشه نیازمند تمسک به قرآن هستیم؛ به ویژه طبق روایاتی که از پیامبر بزرگوارمان بر جای مانده، در زمان فتنه، تمسک به قرآن و رجوع به آن باید بیشتر باشد؛ بنابراین در جهان پر از فتنه‌ای که در آن به سر می بریم و این جا و آن جا را فتنه فراگرفته است ، نیاز ما به رجوع به قرآن بیش از هر زمان دیگری است.

خاتمی در بخشی از سخنانش به سفرش در سال 79 به شهر وایمار آلمان زادگاه گوته شاعر بزرگ آلمانی که فرار بوده دو لوح سنگی از شعر گوته و حافظ نصب شود ، اشاره کرد و گفت : آنچه در وایمار رخ داد نه تنها امکان گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بود بلکه تاکیدی بر لزوم گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در دنیایی پر از دروغ ، نیرنگ و کینه‌توزی که در آن به سر می‌بریم، بود.
وی سپس به موضوع گفت و گو و کسانی که اهل گفت و گو هستند پرداخت و گفت : گفت‌وگو توسط کسانی موثراست که اهل فکر و متواضع باشند و تصور نکنند هر چیز که آنها می‌گویند، عین حقیقت است و وجود خود را در نفی وجود دیگری نبینند.

وی اضافه کرد: کسانی که خود را محور عالم می‌دانند و در این زمینه دچار توهماتی هستند و این توهمات را عین حقیقت می‌پندارند، هم‌چنین دارای خصلتی هستند که می‌پندارند در صورتی می‌توانند باشند که دیگری نباشد و این دیگری یا باید تسلیم توهم آنها شود یا از میان برخیزد، اهل گفت‌وگو نیستند و اگر زور پیدا کنند زور را به جای منطق می‌نشانند. این افراد نه تنها در مسیر گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مشکل ایجاد می‌کنند بلکه در داخل یک فرهنگ نیز با رفتارهای خود سبب می‌شوند عرصه زندگی بر انسان‌ها تنگ و تنگ‌تر شود.
سید محمد خاتمی به خاطره ای از سفر به آلمان و حضورش در یک میزگرد اشاره کرد و گفت : بعد از مراسم پرده‌برداری از لوح‌های مربوط به اشعار حافظ و گوته در این شهر که با حضور نخست‌وزیر سابق آلمان برگزار شد، در میزگردی با حضور تعدادی از متفکران و اندیشمندان شرکت کردیم که در آن نسبت دین و عقل و دین و سیاست مورد بررسی قرار گرفت.

وی ادامه داد: در آنجا یکی از اندیشمندان مسیحی حاضر از من سوال کرد ما در مسیحیت می‌توانیم انجیل را نقد کنیم آیا شما عالمان دینی نیز می‌توانید و حاضرید قرآن را نقد کنید، من خطاب به وی یادآور شدم یک تفاوت اساسی در اینجا وجود دارد و آن این است که انجیل یا انجیل‌هایی که وجود دارند بعد از حضرت عیسی(ع) تدوین شده‌اند؛ به طوری که عنوان می‌شود این کتاب آسمانی برداشت انسانی بزرگوارانی است که آن را تدوین کرده‌اند اما در مورد قرآن بنا بر اتفاق نظر همه مسلمانان و گزارش‌گران تاریخی غیرمسلمان، می‌توان گفت کلامی است که از سوی پیامبر(ص) آمده و همان لحظه اعلام، کتابت شده است؛ اگر چه تدوین آن در دوران خلیفه سوم مسلمانان انجام شده ولی این مساله لطمه‌ای به اصل قضیه نمی‌زند.

وی در ادامه با یادآوری این که بر اساس روایت، قرآن بطن دارد و بطن آن، بطون دیگر و این امر تا هفت بطن ادامه دارد، بر این نکته تاکید کرد که این بطون قرآن توسط تاویل‌گرانی که عالم به آن باشند، باید تعریف شود.

رییس موسسه گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در ادامه با یادآوری این که قرآن به ظاهرش منحصر نیست، یادآور شد: قرآن فراتر از ظاهر است. جفای بزرگی به قرآن شده که باید آن را از ناحیه ظاهرپرستان و سطحی‌نگران دانست که همه فهم خود از این کتاب آسمانی را در ظاهری که برخاسته از دیدگاه‌های سطحی‌شان است خلاصه کرده‌اند.

وی در ادامه با ابراز تاسف نسبت به این‌که ظاهرپرستان مبنای نظم و انتظام امور در جامعه قرار گیرند، گفت: در این حالت آنها هر دیدگاهی را که هماهنگ با خود نبینند، برنمی‌تابند.
احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی  دوره اصلاحات نیز با اشاره به تولد امام رضا به سابقه جایزه اخلاق و نیایش پرداخته و اشاره ای به بنیان گذاران این جایزه و به خصوص قیصر امین پور وطاهره صفارزاده کرد و گفت : سال گذشته جای قیصر امین پور در مراسم ما خالی بود و حست حضور او را داشتیم ، اما امسال دریغ حضور طاهره صفارزاده را هم داریم.

وی در بخش دیگری از سخنانش به برکات جشنواره رضوی پرداخت و گفت : هنر رضوی از همان دوران اولیه برکات زیادی داشتند و خوشحالم به اطلاع برسانم که فیلم "هر شب تنهایی" ساخته آقای صدر عاملی که درباره زائران امام رضا (ع) است در جشنواره آیینی ایتالیا برگزیده شد. آقای صدر عاملی قرار بود که تعداد این فیلم ها را که درباره امام رضا که می سازند به 10 فیلم برسانند و امیدوارم که بتوانند این فیلم ها را بسازند.

عضو شورای شهر تهران، محبت سلسله طلایی خاندان اهل بیت و امام رضا (ع) را جزو هویت ملی ما ایرانیان دانست و گفت : در میان آثاری که در حرم رضوی هست به آثاری می رسیم پیرامون رابطه اقلیت ها و حضرت.

وی سپس به مناظره های امام رضا (ع) پرداخت و گفت : امام در آن مناظره ها با بزرگان ادیان ابراهیمی ، بزرگان فرق اسلامی و بزرگان زنادقه گفت و گو کردند. حضرت در مباحثه های خود به اصول و آثار  مورد قبول گروه و فرقه های طرف بحث استناد می کردند و با آنان با زبان و کتاب خوشدان بحث می کردند ، چنان که یک بار در یک بحث امام با گروهی سخن می گفتند که یکی از صاحابه زبان آنان را نمی فهمید و از حضرت پرسید که با چه زبانی گفت و گو کردید و امام گفتند اینان گروهی از اهل فارس بودند و به زبان فارسی با آنان گفت و گو می کردند.

پایان بخش سخنان احمد مسجد جامعی شعری از قیصر امین پور بود .

وی درباره این شعر گفت : این شعر قیصر نگاهی معرفیتی در حوزه امام شناسی دارد و با نگاه بزرگان شیعه کا ملا تطبیق دارد و همان نگاه را با ساده و روشن با زبانی شاعران بیان کرده است و به وقایعی که در مسیر حرکت حضرت رضا (ع) رخ داده است اشاره کرده است . مسجد جامعی سپس شعر قیصر امین پور را خواند:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند

موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد

چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند

در این مراسم آیت الله جوادی آملی و حجت الاسلام رسولی محلاتی برگزیده شدند که فرزندان آن علما جوایز را از سید محمد خاتمی ، احمد مسجد جامعی ، سید محمد احصایی و مجید مجیدی دریافت کردند . محمد رحمانیان در تئاتر ،حسام الدین سراج در موسیقی ، رضا میرکریمی در سینما ، بنی رضی در خوشنویسی ، هادی ندیمی در معماری  و  م . موید در شعر برندگان پنجمین دوره جایزه اخلاق و نیایش بودند .

در این نشست چهر هایی چون حسن بیادی ، نوراللهیان ، عبدالهیان ، احمدرضا درویش ، منوچهر محمدی ، خسرو طالب زاده ، محمد مهدی حیدریان ، مرتضی کاظمی ، مجید صیادی ، فریدون عوزاده خلیلی ، رضا بابک ، سید محمد بهشتی ، علیرضا رییسیان ، محمد جواد حق شناس و...حضور داشتند.


 

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 16:25 موضوع سیاسی | لینک ثابت



کد آهنگ